السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

260

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

به على عليه السلام و استغفار آنان براى دوستداران آن حضرت » ، به سندش از انس نقل مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « شبى كه مرا به آسمان بردند ، فرشته‌اى را ديدم كه بر روى منبرى از نور نشسته و فرشتگان اطراف او را گرفته بودند . گفتم : اى جبرئيل اين فرشته كيست ؟ گفت : جلو برو و بر او سلام كن . به او نزديك شدم و سلام كردم . در اين هنگام برادر و پسرعمويم علىبن‌ابىطالب را ديدم . گفتم : اى جبرئيل على در رفتن به آسمان چهارم بر من سبقت گرفته است ؟ گفت : اى محمّد ! نه . ولى فرشتگان از محبّت خود به على ( و نديدن چهره‌ى او ) به خدا شكايت بردند . خداوند اين فرشته را از نور به شكل و صورت على آفريد . فرشتگان او را در هر شب و روز جمعه هفتاد هزار بار زيارت مىكنند و خداى را تسبيح و تقديس مىگويند و ثوابش را به دوستدار على هديه مىكنند . » گنجى گويد : اين حديثى حسن و عالى است ، كه جز از همين جهت ما آن را ننوشتيم . فقط يزيدبن‌هارون آن را از حميد طويل از انس نقل كرده كه فردى ثقه است . « 1 » نويسنده گويد : اين حديث مىرساند فرشته‌اى كه از نور به شكل و صورت اميرالمؤمنين خلق شده ، از ديگر فرشتگان افضل است ، پس چه شك و ترديدى است در اين‌كه اميرالمؤمنين از نور آفريده شده و بعد از پيامبر بزرگوار ، از همه‌ى مخلوقات برتر است ؟ ! حديث دهم : موفّق‌بن‌احمد مكّى بزرگترين خطيب خوارزم روايت كرده از مهذّب الائمّه ، از ابوالقاسم نصربن محمّدبن علىبن زيرك مقرى از پدرش ابوبكر محمّد ، از ابوعلى عبدالرّحمان بن‌محمّدبن احمد نيشابورى ، از احمدبن محمّدبن عبداللَّه نانيجى بغدادى در دينور ( از حافظه‌اش ) نقل كرد از قول محمّدبن‌جرير طبرى از محمّدبن حميد رازى ، از علاءبن حسين همدانى ، از ابومخنف لوطبن يحيى ازدى ، از عبداللَّه بن‌عمر كه گفت : شنيدم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند : در شب معراج خداوند با كدامين زبان با تو گفت وگو كرد ؟ پاسخ داد :

--> ( 1 ) . كفاية الطالب : 132 .